2 ماه بود که با صلیب سرخ تونسته بودیم ارتباط برقرار کنیم به عنوان مترجم مشغول ترجمه صحبتهای یکی از هم اسارتیها به اسم یداله بودم که نماینده صلیب سرخ به انگلیسی پرسید : رسته این اسیر چیه ؟ ( از چه ارگانی اعزام شده ؟ ) می دونستم بسیجی هست توی ذهنم دنبال ترجمه کلمه بسیجی به انگلیسی بودم که یداله با لهجه خودش گفت : ایما بسیجی هسوم ... !! برای یداله توضیح دادم که این بنده خدا فارسی بلد نیست ... نماینده صلیب سرخ پس از بازی کوتاه با خودکارش روی برگه به انگلیسی نوشت Basij !! سرش رو که بالا آورد گفت : اوکی بسیجی ! من ....!بسیج نیاز به توضیح نداره , بسیج نام شناخته شده با فرهنگ ویژه خودش نه تنها در داخل کشور بلکه در بیرون مرزها هم آشناست . بسیج مهمترینهای حال خوش رو برای آدم به ارمغان میاره اون چیزایی که اسمش خوش بختی اصیل هست . اصیل میگم چون امروزه خوش بختی غیر اصیل زیاده . خوش بختیهایی که خوش حالی یاری رساندن , کنار هم بودن , همبستگی و همدلی در حد رفیق صمیمی رو به تو هدیه میکنه . اگر تا به حال غیر از این دیدی اون بسیجی نبوده . بسیجی یعنی کسی نزدیک تر از برادر تو یعنی رفیق صمیمی بسیج جامعه پزشکی تمام اینا رو به حد اعلا داره یعنی رفیق صمیمی تو هستم در راه رسیدن به سلامت جسمی تو و البته با حال خوش این راه خوش بختم .زمانی زمانه پیکار کوچک ( جهاد اصغر ) 8 سال دفاع مقدس بود به نظرم شادکامی و سعادت در پیکار بزرگ ( جهاد اکبر ) به مراتب بیشتر است . پیکار برای رسیدن به یک زندگی جمعی شاد توام با آگاهی
برچسب:
نویسنده: پرنیا پاکدل
تاريخ: پنجشنبه
6 بهمن
1401 ساعت: 18:25